زیست - زمین
دراین ربلاگ مطالب زیست شناسی وزمین شناسی ارائه می شود
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 بهمن 1391 توسط biogeology | ارسال نظر(0)

                               

ایده ی انتخاب طبیعی داروین بر این قرار بود که موجودات زنده باید به مشخصه های فیزیکی و رفتاری بهینه ای برسند تا بتوانند از رقبای خویش پیش افتند. در این صورت, بیشتر ویژیگی های گیاهان و حیوانات باید نقشی سازگارانه در تنازع بقا داشته باشند و طبیعت نباید اجازه ی هیچ اسراف و تلف کردنی را داده باشد. پس درباره ی دم طاووس چه می توان گفت؟ این دم نه کمکی به تندتر یا بهتر پرواز کردن طاووس می کند و نه او را در مقابله با رقبا یا عقب راندن صیادان یاری می نماید و در واقع, به نظر می رسد, که شکارچی اصلی طاووس, یعنی ببر, با استفاده از دم پرنده است که در پایین کشیدن آن متبحر و زبر دست شده است. ظاها این یک تناقض آشکار است, ویژگی دست و پا گیری که باید مدت ها پیش از این, توسط انتخاب طبیعی حذف می شد. به نظر می رسد چنین ویژگی هایی برنامه ی سازش گرا را به چالش می کشند, و حتی داروین یک بار اظهار نمود: "منظره ی یک پر در دم طاووس, هر آن گاه که در برابر دیدگانم قرار می گیرد, مرا بیمار می کند!" (نقل قول از کرونین, 1991, ص114)

البته دم طاووس, تنها استثنا نیست: در بسیاری از گونه های حیوانات یکی از جنس ها (معمولا جنس نر) آرایش پر زرق برقی دارند که هیچ نقش عملکردی مشخصی نداشته و یا حتی اختلال آمیز به نظر می رسند. وقتی نرها و ماده ها در برخی مشخصه های فیزیکی, مانند این, از یکدیگر تمایز می یابند, گفته می شود که از لحاظ جنسی دو شکلی دارند ( به عبارتی نر و ماده دو قالب متفاوت دارند). دو شکلی جنسی در سراسر سلسله ی حیوانات, با درجه های متفاوتی یافت می شود. برخی گونه ها مثل کاکایی کوچک, هیچ نشانی از دوشکلی ندارند, درحالی که در سایر گونها نظیر طاووس* و مرغ ویدا** نرها دم هایی بسیار بلند  و پر زرق و برق دارند. برخی از این تفاوت ها می توانند در اصل نتیجه ی انتخاب طبیعی باشند: نرها و ماده ها ممکن است منابع غذایی متفاوتی را مورد استفاده قرار دهند, و به طور کلی پستانداران ماده, بیش از نرها برای مراقبت از زاده ها سازگاری یافته اند. اما هرچقدر هم که زیرکانه و با ابتکار اصل انتخاب طبیعی را به کار بگیریم, بازهم با منظره ی تقریبا ریشخند آمیز دم طاووس روبه رو هستیم. داروین در 1871, با بینش عمیق و عزم راسخ خود, پاسخی برای این به ظاهر ناسازه یافت. او در کتاب نسب انسان و انتخاب در رابطه با جنس(1871), توضیحی ارائه نمود که تا امروز همچنان ( با اصلاحاتی) مورد پذیرش است. نیروی انتخاب طبیعی با نیروی انتخاب جنسی تکمیل می گردد: افراد ویژگی هایی دارند که آنها را برای اعضای جنس مخالف جذاب می سازد یا آنکه برای رقابت با اعضای همجنس به منظور دسترسی به جفت یاری می کند. در نتیجه, دم طاووس نر, به عنوان مثال, برای خوشایند ماده ها شکل گرفته, در حالیکه شاخ های مرال به عنوان اسلحه هایی در پیکار نر در بابر نر برای دستیابی به ماده عمل می کند.

هسته ی نظری نسب انسان نتوانست پایدار بماند, و در طول 100سال پس از آن,انتخاب جنسی رد شد, مورد بی اعتنایی قرار گرفت و یا نقش آن تا حد بسیاری تنزل پیدا کرد. اما امروزه اتفاق نظر بر این است که انتخاب طبیعی برای توضیح شکل های گوناگون ظاهر و رفتار در گونه هایی که تولید مثل جنسی دارند, کافی نیست. انتخاب طبیعی باید با نیروی انتخاب جنسی که شامل انتخاب ماده است, تکمیل گردد.


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران