|
نوشته شده در تاريخ شنبه 07 اردیبهشت 1392 توسط biogeology
|
1- فضای خارجی تیلاکوئید، همان استروما یا بستره می باشد.
2- در این شکل قسمت سبز رنگ در غشای تیلاکوئید، فتوسیستم می باشد و دارای رنگیزه ها و تعدادی پروتئین است.
3- در یک تیلاکوئید دو فتوسیستم I و II وجود دارد که هر دو نور را جذب می کنند.
4- آنزیم تجزیهکننده ی آب به سطح درونی غشای تیلاکوئید و فتوسیستم II متصل است.
5- هنگام عبور الکترون های خارج شده ی فتوسیستم I ، از زنجیره ی انتقال الکترون +NADP و +H با هم ترکیب می شوند و NADPH تولید می شود.
6- آب در فضای تیلاکوئید تجزیه می شود و اکسیژن و یون هیدروژن آزاد می کند و الکترون ها نیز جذب فتوسیستم II میشوند (احياي كلروفيل a فتوسيستم IIر)
7- دو عامل سبب می شود که تراکم +H در فضای تیلاکوئید بیش تر از فضای خارج تیلاکوئید (استروما) می شود:
الف) تجزیه ی آب در فضای تیلاکوئید و آزاد شدن +H و O2
ب) فعالیت پمپ غشای که با مصرف انرژی آزاد شده هنگام عبور الکترون در زنجیره ی انتقال الکترون، از استروما را برخلاف شیب غلظت (انتقال فعال) یون هیدروژن به فضای تیلاکوئید تلمبه می کند.
8- پروتئین هایی كه در غشای تیلاکوئید کانال یون هیدروژن هستند، هنگام انتقال یون هیدروژن در جهت شیب غلظت (انتشارتسهیل شده) از فضای تیلاکوئید به استروما به ADP گروه فسفات می افزایند و ATP تولید می کنند. زیرا خاصیت آنزیمی نیز دارند.
نوشته شده در تاريخ شنبه 07 اردیبهشت 1392 توسط biogeology
|
شكل ساختار و لايه هاي قلب
1- بزرگ سياهرگ زبرين
2- دريچه سيني آئورتي
3- دريچه سيني ششي
4- دهليز راست
5- دريچه سه لختي
6- بزرگ سياهرگ زيرين
7- بطن راست
8- بطن چپ
9- دريچه دو لختي (ميترال)
10- دهليز چپ
11- سياهرگ هاي ششي
12- سرخرگ ششي
13- آئورت
دیواره ی بطن چپ و دیواره ی بین دو بطن، قطورتر از دیواره ی بطن راست است.
گنجایش بطن ها، بیش تر از دهلیزها است.
از قوس آئورت، سه سرخرگ منشعب می شوند.
از بطن راست، یک سرخرگ قطور خارج شده سپس به دو سرخرگ ششی تقسیم می شود.
دو سیاهرگ ششی به صورت مستقل وارد دهلیز چپ می شوند. به همین دلیل، دهلیز چپ دو منفذ دارد.
دو سیاهرگ بزرگ زبرین و زیرین مستقلاً وارد دهلیز راست می شوند. به همین دلیل، دهلیز راست دو منفذ بزرگ دارد.
در ابتدای سرخرگ آئورت و سرخرگ ششی، دریچه ی سینی شکل وجود دارد.
بین دهلیز راست و بطن راست، دریچه ی سه لختی وجود دارد.
بین دهلیز چپ و بطن چپ، دریچه ی دو لختی (میترال) وجود دارد.
دریچه های دو لختی و سه لختی، بافت ماهیچه ای ندارند. این دریچه ها توسط رشته هایی به برجستگی های ماهیچه ای دیواره ی داخلی قلب متصل اند.
سرخرگ آئورت و سیاهرگ های ششی، خون روشن دارند.
بزرگ سیاهرگ زبرین، بزرگ سیاهرگ زیرین و سرخرگ ششی، خون تیره دارند.
دیواره ی قلب انسان از خارج به داخل شامل سه لایه است:
لایه ی خارجی، پریکارد نام دارد و از بافت پیوندی است که به آن، آبشامه ی قلب نیز می گویند.
لایه ی میانی، میوکارد نام دارد. قطور، عضلانی و قابل انقباض است.
لایه ی داخلی، آندوکارد نام دارد و از بافت پوششی است که سطح درونی حفرات قلب (دهلیزها و بطن ها) را می پوشاند.
میوکارد، قطورترین لایه ی قلب است.
لایه ی میوکارد قلب، علاوه بر ماهیچه ی معمولی قلب، بافت گرهی (هادی) نیز دارد که نوعی بافت ماهیچه ای تمایز یافته است.
نوشته شده در تاريخ جمعه 23 فروردین 1392 توسط biogeology
|
چند نكته مربوط به قارچ ها و آغازيان :
-
در چرخه ي توليد مثلي كاهوي دريايي ( تناوب نسل ) زئوسپور و گامتوفيت ، هاپلوئيد و اسپورانژ و اسپوروفيت ديپلوئيد هستند .
-
كاهوي دريايي ، جلبك هاي قهوه اي و قرمز ،داراي چرخه ي تناوب نسل هستند ولي جلبك اسپيروژير ،چرخه ي زندگي هاپلوئيدي دارد .
-
هاگ ها همواره سلول هايي هاپلوئيد هستند .
-
در چرخه ي توليد مثلي ( تناوب نسل ) در كاهوي دريايي ، در نتيجه ي تقسيم ميوز اسپورانژ ،هاگ ( زئوسپور ) و در نتيجه ي تقسيم ميتوز گامتوفيت ، گامت به وجود مي آيد .
-
در چرخه ي ديپلوئيدي ، گامت حاصل تقسيم ميوز بر روي زيگوت است .
-
در گياهان ،هاگ ها فقط حاصل تقسيم ميوز هستند . ولي در قارچ ها ،مي توانند حاصل تقسيم ميتوز يا ميوز باشند .
-
در قارچ هايي كه توليد مثل جنسي دارند ، چرخه ي زندگي از نوع هاپلوئيدي است و زيگوت تنها سلول ديپلوئيد در چرخه ي زندگي است.
-
در زيگوميست ها ،هاگ جنسي در اثر ميوز در زيگوسپورانژ و هاگ غير جنسي در اثر ميتوز در اسپورانژ به وجود مي آيد.
-
سلول هاي كلني كپك مخاطي سلولي هاپلوئيد ولي در كپك مخاطي پلاسموديومي ديپلوئيد هستند .
-
اگر پلاسموديوم در شرايط نامساعد قرار گيرد ، به توده هاي متعددي تقسيم مي شود . ولي كپك هاي مخاطي سلولي در شرايط نامساعد ،حول يكديگر جمع شده و كلني تشكيل مي دهند .
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 فروردین 1392 توسط biogeology
|
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 19 فروردین 1392 توسط biogeology
|
نوشته شده در تاريخ جمعه 16 فروردین 1392 توسط biogeology
|
نوشته شده در تاريخ جمعه 16 فروردین 1392 توسط biogeology
|
نوشته شده در تاريخ جمعه 16 فروردین 1392 توسط biogeology
|
نوشته شده در تاريخ سهشنبه 13 فروردین 1392 توسط biogeology
|
همان طور که می دانید، در دنیای وحش یا در طبیعت، تازه متولدین والدین خود را می بینند و یاد می گیرند که از آنها پیروی کنند، یا یاد می گیرند که جفت های خود را از طریق آنها تشخیص دهند. گاهی وقتها اگر والدین آنها را ترک کنند یا بمیرند، تازه متولدین از اعضاء گونه های دیگر که در طول دورۀ بحرانی در اطراف خود می بینند پیروی می کنند. کارتون جوجه اردک زشت نمونۀ جالبی از یک داستان نقش پذیری است. مرغابی های وحشی که بوسیلۀ والدین گونه های دیگر پرورش یافته اند، از مادران جانشین خود پیروی می کنند. دیده شده که گوسالۀ بوفالوها و گاومیش ها از اسب ها پیروی می کنند و گورخرها از یک اتوموبیل پیروی کرده اند. هنگام بزرگسالی هم این حیوانات ترجیح داده اند که با آنها معاشقه کنند. بوقلمون پنج ساله که دست آموز پرورش یافته بود، ترجیح داد که با انسان معاشقه کند؛ حتی اگر او در میان افراد از نوع خود گذاشته شده باشد. مسئولین باغ وحش می دانند که حیوانات دست آموز پرورش یافته، ترجیح می دهند که با مراقبان خود معاشقه کنند و این حیوانات وقتی به آنها اجازه داده شد که با هم نوعان خود باشند، تولیدمثل ضعیفی داشته اند. در شرایط آزمایشگاهی، حیوانات نسبت به جعبه های کبریت، بالن ها، جعبه های چوبی، اسباب بازی ها و بسیاری از اشیاء غیرطبیعی دیگر نقش پذیری کردند. اکثر این آزمایش ها با یک دستگاه مخصوص دایره ای شکل انجام شده اند، که یک دستۀ بلند گردشی دارد و ماکت های متفاوتی به آن وصل می شوند که در امتداد راه دایره ای به آرامی حرکت می کنند و جوجه به دنبال آن راه می افتد.
پرنده ها می توانند شکل، اندازه و رنگ ماکت را تشخیص دهند. اگر آنها با یک قطعۀ چوبی نقش پذیری کنند، از یک اردک اسباب بازی پیروی نمی کنند. پس، به عقیدۀ هِس (1964) هر چه یک جوجه مرغابی در پیروی از یک مدل مشکل بیشتری داشته باشد، با قدرت بیشتری با آن مدل نقش پذیری می کند. همچنین یک ماکت متحرک و پر سروصدا مؤثرتر می باشد. اجتماعی شدن و توانایی یک حیوان برای اینکه بخشی از یک گروه اجتماعی باشد، عمدتاً بوسیلۀ تجارب گذشته تعیین شده اند. بچه های انسان اگر بین 2 تا 6 سالگی جزء هیچ گروه اجتماعی مثل مدرسه نباشند، ممکن است گوشه گیر و خجالتی بشوند. هارلو "سندرم محرومیت" را در نوزادان میمون رزوس توصیف کرد. این سندرم با بی قراری کلی، واکنش پرخاشگرانه، فقدان شدید احساس و عاطفه و فقدان رفتار کاوشی نشان داده شده است. بیشتر این حیوانات در هنگام بزرگسالی قادر نبودند به روی ماده بروند و جفتگیری کنند. به عقیدۀ لورنتس نقش پذیری به علت عوامل زیر شکل خاصی از یادگیری است: 1- تنها در طول یک دورۀ حساس کوتاه در اوائل زندگی صورت می گیرد. 2- دارای ثبات زیادی می باشد، که اغلب تا آخر زندگی حیوان طول می کشد. 3- بر رفتار اجتماعی و جنسی حیوان در بزرگسالی تأثیر می گذارد.
مفهوم نقش پذیری از دیدگاه تکاملی از اهمیت بالایی برای بقا موجودات برخوردار است. جانوران در صورت عدم اجرا این مفهوم نه تنها ممکن است نتوانند تولید مثل کنند بلکه ممکن است زندگی خود را نیز به مخاطره اندازند.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 05 فروردین 1392 توسط biogeology
|
|