زیست - زمین
دراین ربلاگ مطالب زیست شناسی وزمین شناسی ارائه می شود
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 بهمن 1391 توسط biogeology
|
ارسال نظر(0)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 بهمن 1391 توسط biogeology
|
ارسال نظر(0)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 بهمن 1391 توسط biogeology
|
ارسال نظر(0)
رفتارهاي زيستي پروانه هاي مونارك پروانه هاي مونارك Monarck را سلطان دنياي حشرات ناميده اند. حتي بعضي پا را از آن فراتر نهاده و آنها را آفريدگارهاي كوچكي دانسته اند، زيرا مونارك ها كارهاي خارق العاده و معجزه مانندي انجام مي دهند. اول اينكه در چرخه زندگي آنها يك تخم كوچك تبديل به نوزادي كرمي شكل مي شود و سپس اين نوزاد به درون قالبي زمردين مي رود و در آنجا تبديل به پروانه اي زيبا و دلفريب مي شود. دست آخر و مهمتر اينكه مهاجرت مي كنند. آنها مسافت زيادي را مي پيمايند تا زمستان را در يك منطقه خوش آب و هوا بگذرانند. رفتار مونارك ها بسيار جالب است. يك پروانه سفر خود را كامل نمي كند. پروانه هاي نسل زمستان تنبل اند و توليد مثل نمي كنند. آنهايي كه در بهار به خانه هاي خود در شمال برمي گردند، در طول راه زاد و ولد مي كنند. اين فرزندان آنها هستند كه به نقطه آغاز برمي گردند.
خويشاوندان اين پروانه در همه اقليم ها كه گياه علف شير يا گونه هاي گياهي نزديك به آن مثل فرفيون پيدا شود، وجود دارند، البته به جز نواحي قطبي شيره سمي اين گياهان كه توسط مونارك ها نوشيده مي شود، آنها را در برابر پرنده ها محفوظ نگه مي دارد. به نظر مي رسد رنگ نارنجي زيباي پروانه هاي مونارك هشداري است به پرنده كه مراقب باشيد، طعمه شما مي تواند كشنده باشد! به هر حال رنگ بال مونارك عاملي است كه همه آنها را از گزند پرندگان شكارچي در امان نگه مي دارد. زندگي پروانه هاي مونارك مانند همه حشرات از يك تخم شروع مي شود. مونارك ماده حدود 400 تخم روي برگ هاي گياه فرفيون مي گذارد. حدود دو هفته طول مي كشد تا تخم هاي كوچك زردرنگ به تكامل برسند. در اين مرحله سر نوزادها از روي پوسته تخم قابل مشاهده است. يك نوزاد تازه متولد شده در حاليكه تنها دو ميلي متر طول دارد، حريصانه غذا مي خورد. حتي پوسته تخم خود را نيز مي خورد ! و بعد از آن شروع به تغذيه از گياه مي كند. آنها شب ها و روزهاي متوالي به خوردن ادامه مي دهند و تنها اندكي براي استراحت متوقف مي شوند. نوزاد مونارك در اولين روز زندگي خود، به اندازه وزنش غذا مي خورد! نوزادهاي بالغ كه رشدشان كامل شده باشد، پنج سانتي متر طول دارند و وزن شان 2 هزار و 700 برابر وزن زمان تولدشان است. هنگامي كه نوزادها براي مرحله شفيرگي آماده مي شوند، آرام و قرار ندارند. آنها گياه زمان تولدشان را ترك مي كنند تا شايد پناهگاهي بيابند كه بتواند شرايط تغيير شكل آنها را ممكن سازد. زماني كه آنها مكان مناسبي براي اين كار بيابند با استفاده از غده هاي مخصوصي كه در دهان خود دارند، شروع به تنيدن تاري ابريشمين در زير يك شاخه كوچك يا يك برگ مي كنند و آن را تكيه گاهي مي كنند و به شكل J از آن آويزان مي شوند. بعد از سپري شدن زماني چند مونارك وارد مرحله شفيرگي مي شود. پروانه اكنون شبيه يك قطره آب در حال چكيدن از درخت و به رنگ سبز درخشان ديده مي شود. شكل و رنگ آن به آرامي در حال عوض شدن است. لايه بيروني آن به مانند يك زمرد زيبا و سخت در حاليكه با لكه هاي طلايي رنگ تزئين شده مي درخشد. داخل اين Chrysalis تغييرات جالب و باورنكردني در حال پديد آمدن است. بعد از دو هفته، شما مي توانيد پروانه ها را داخل شفيره هاي شفاف ببينيد. وقتي كه مونارك متولد مي شود، بال هايش خيس و پر از چين و چروك و شكم آن بسيار بزرگ است. پروانه اي كه تازه از شفيره بيرون مي آيد، به پوسته Chrysalis مي چسبد تا مايعي كه در شكم اوست به رگبال هايش پمپ شود تا بتواند بال هايش را باز كند. پس از چند ساعت كه بال ها خشك شدند و شكمش به اندازه نرمال بازگشت، بالاخره پروانه مهاجر بال مي گشايد و به پرواز درمي آيد. گفتني است در ايالات متحده و به خصوص در ايالت كاليفرنيا، قانون به شدت از مونارك ها حمايت مي كند. آسيب رساندن به آنها در آنجا حدود 500 دلار جريمه در پي خواهد داشت. جالب توجه آنكه در ايالات متحده شركت هايي وجود دارند كه پروانه هاي مونارك را به متقاضيان براي رها كردن در مراسم ازدواج يا مراسم شاد از اين دست، عرضه مي دارند. اين موضوع بسيار مورد استقبال مردم قرار گرفته است. پس اگر خواهان مراسم ازدواج باشكوهي هستيد، مي توانيد به فكر پرواز پرنده هاي مونارك در مراسم تان باشيد. پروانه هاي مونارك پائيز هر سال در جنوب كانادا گرد هم مي آيند تا به جنوب مهاجرت كنند. بعضي از اينها 2 هزار و 900 كيلومتر سفر مي كنند، براي اينكه زمستان را در مكزيك بگذرانند. البته بعضي نيز در كوبا يا ايالت كاليفرنيا زمستان را به بهار مي رسانند. ميليون ها پروانه با شكوه مونارك در پناهگاه هايي در اطراف مكزيكوسيتي به سر مي برند كه بيشترين زمان فعاليت آنها در طول روز، بين صبح تا ساعت يك بعد از ظهر است. در اين ساعات شما مي توانيد مونارك ها را ببينيد كه در حال پرواز آسمان را كاملا پوشانده اند وصداي جادويي بال هاي آنها هنگام پرواز شما را مجذوب مي كند. در شمال كانادا و ايالات متحده و نيز در مكزيك سازمان هايي براي حمايت از مونارك ها وجود دارند. موضوعي كه باعث نگراني دوستداران اين پروانه ها شده، اين است كه در جنوب مكزيك درختاني كه خانه زمستاني مونارك ها هستند، دايما در حال قطع شدن هستند. اين مساله مي تواند به حضور آنها در مكزيك لطمه بزند. آدم ها بايد توجه بيشتري به اين پروانه هاي با شكوه داشته باشند. اين نظر همه عاشقان پروانه هاست. مونارك ها در طول مهاجرت با خطرات بسياري مواجه مي شوند. خطراتي مثل توفان پرنده هاي شكارچي، انسان ها و نيز خستگي و سستي خود آنها مي تواند باعث از بين رفتن آنها شود. بعضي از مونارك ها در اثر توفان تلف و بعضي نيز توسط پرندگان خورده مي شوند. صدها مونارك ممكن است در اثر برخورد با ماشين هاي در حال عبور از بزرگراه ها كشته شوند، با اين همه، گاهي پروانه هاي خسته در حال پرواز ديده مي شوند كه همچنان سعي مي كنند به پرواز ادامه دهند در حاليكه هر لحظه ممكن است فرو بيفتند. پروانه هاي زيباي مونارك، در طول مهاجرت طولاني خود به طور وسيعي از شهد گل ها تغذيه مي كنند تا قند لازم براي فعاليت روزانه و نيز امكان ذخيره ساختن چربي در شكم را به دست آورند. اين ذخيره چربي منبع انرژي آنها در طول سفر خواهد بود. آنها بايد بتوانند روزي 80 كيلومتر را با سرعتي حدود 20 كيلومتر در ساعت بپيمايند. پروانه ها در طول راه و به منظور حفظ انرژي ساعاتي را به استراحت مي پردازند. اجتماع خوشه اي شكل آنها روي درختان در هنگام استراحت منظره زيبا و چشم نوازي را پديد مي آورد. در نهايت حدود 40 تا 60 درصد پروانه ها در طول اقامت به محل مهاجرتشان به دلايل متعددي از بين مي روند. پروانه هاي مهاجر در راه خود به شمال توليد مثل مي كنند و نسلي از مونارك را به وجود مي آورند كه اين نسل جديد به شمال مي رسد. از جرئياتي كه در مورد مهاجرت پروانه هاي مونارك در پرده ابهام باقي مانده و مساله اي كه بيش از هر چيز ذهن دوستداران اين پروانه ها را به خود مشغول كرده اين است كه چرا مونارك ها پس از مهاجرت به جنوب مجددا به محل اوليه خود برمي گردند؟ متاسفانه هنوز جواب روشني براي اين سوال پيدا نشده است. محققان در تلاشند تا با جمع آوري اطلاعات درباره رفتار بيولوژيك مهاجرت، راز اين معما را كشف كنند. در مورد علت مهاجرت به جنوب هم هر چند پاسخ قطعي وجود ندارد، اما فرضيه هايي در اين مورد ارايه شده است. اولين و ساده ترين توضيح در اين مورد اين است كه مهاجرت مونارك ها شبيه به مهاجرت پرندگان است. آنها به مناطق گرمتر مهاجرت مي كنند تا از سرماي هوا و كاهش غذا در اثر كاهش دما جان به در برند. اما پروانه ها از كجا مي دانند كه زمستان سرد است؟ آنها نمي دانند. درواقع چيزي كه آنها حس مي كنند تغيير ميزان روشنايي در طول شبانه روز و تفاوت طول روز و شب است. با تغيير فصل از پائيز به زمستان، روزها كوتاه تر و شب ها بلندتر مي شوند و دماي شب هنگام نيز سردتر است. بانمودار شدن اين نشانه ها، مونارك ها محل زيستشان را به قصد استراحتگاه هاي جنوبي ترك مي كنند. شايد ذكر اين نكته در اينجا جالب باشد كه مونارك ها همواره از يك الگو براي رسيدن به مقصد پيروي مي كنند. در واقع آنها همه ساله از يك مسير مشخص به جنوب مي روند. اما چرا؟ دانشمندان به طور عمده محدوديت غذايي را دليل پيروي پروانه ها از يك الگوي هميشگي سفر عنوان مي كنند. مونارك ها به گياهان فرفيون و گياهان شبيه آن وابستگي تام دارند، از جمله به گياه علف شير. نكته آخر اينكه پروانه ها و به خصوص مونارك ها از باشكوه ترين آفريده هاي آفريدگار هستند. پروانه هاي باشكوهي كه زيبايي آنها چشمان هر انساني را خيره مي كند. به درستي پروانه هاي مونارك را سلطان دنياي حشرات ناميده اند. به واقع دوست داشتني اند و نيازمند مراقبت. مبادا كه از شاهكارهاي آفرينش محروم شويم. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 بهمن 1391 توسط biogeology
|
ارسال نظر(0)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 بهمن 1391 توسط biogeology
|
ارسال نظر(0)
عنكبوت بيوه سياه چيست؟ عنكبوت بيوه سياه يكي از انواع انگشت شمار عنكبوتهاي سمي در ايالت آمريكاست. او جزء خانواده عنكبوتيه است كه فقط شامل عنكبوتها نيستند، بلكه شامل كنه ها ، شپش ها و عقربها نيز مي باشد. طول بدنش در حدود 5/1 اينچ است (كوچكتر از يك سكه) و پاهاي درازي دارد. عنكبوت بيوه سياه ، مشكي و براق است و يك علامت نارنجي قرمز يا زرد به شكل يك ساعت شني روي شكمش دارد. عنكبوتهاي سياه و خانواده شان تقريبا هر جايي در نيمكره غربي جهان در جاهاي مرطوب و تاريك يافت مي شوند. مكان هاي مورد علاقشان توده هاي چوب ، كنده هاي درخت ، توده هاي خاكروبه ، انبارها ، باغهاي ميوه و سبزيجات ، درون ديوارهاي سنگي و زير صخره هاست. اگر آنها به داخل خانه بيايند به جاهاي تاريك مي روند مثل گوشه گنجه ديواري ، گاراژ يا پشت لوازم منزل . آنها به طور طبيعي كمرو هستند و تنها زماني نيش مي زنند كه گرفتار شوند ، احساس خطر نمايند و يا بطور ناگهاني لمس شوند. محل نيش عنكبوت بيوه سياه چه حسي دارد ؟ شخصي كه توسط عنكبوت بيوه سياه گزيده مي شود ممكن است فورا متوجه نشود ، چون جاي گزش گاهي اوقات شبيه سوزش سنجاق است هرچند بعد از 30 تا 40 دقيقه ، محل گزيدگي ورم خواهد كرد و درد شديدي خواهد داشت. شما بايد چه كنيد ؟ هر زمان كه شما متوجه شديد توسط عنكبوت بيوه سياه گزيده شده ايد ، به بزرگتر خود بگوئيد . جاي نيش عنكبوت بيوه سياه بندرت مردم را مي كشد ، اما مهم است كه به محض اينكه متوجه شديد مراقبت هاي پزشكي را انجام دهيد زيرا زخمهاي نيش عنكبوت مي تواند شما را به حد نهايت بيمار كند . با كمك يكي از بزرگترها ، محل زخم را با آب و صابون بشوئيد . سپس يك بسته يخ براي جلوگيري از انتشار زهر عنكبوت روي زخم بگذاريد ، سعي كنيد ناحيه گزيدگي را در سطح بالاتري نگه داريد و آن را تحريك نكنيد : اگر امكانش هست ، يك بزرگسال عنكبوت را بگيرد و با شما به مطب دكتر ببرد. گرچه معمولا تشخيص عنكبوت بيوه سياه آسان است اما شما مي خواهيد مطمئن شويد كه چه نوع عنكبوتي شما را نيش زده است . منتها مطمئن شويد عنكبوت را آنقدر له نكرده باشيد كه كسي نتواند بگويد كه او چيست. پزشك چه كار خواهد كرد ؟ پزشكان افرادي را كه بوسيله عنكبوت بيوه سياه گزيده شده اند با دارو مداوا مي كنند تا به شل شدن عضلات و كاهش درد آنها كمك نمايند . اگر فردي كه گزيده شده است مشكلات پزشكي اساسي دارد و يا با انواع داروها بهتر نشود ، در اين صورت پزشك پادزهر تجويز مي كند ، دارويي كه زهر نيش عنكبوت را خنثي مي نمايد. چگونه از گزيده شدن اجتناب كنيد ؟ بهترين راه براي اجتناب از گزيده شدن توسط عنكبوت بيوه سياه اين است كه در مكانهايي كه آنها دوست دارند زندگي كنند مراقب خود باشيد. در اطراف توده هاي سنگ يا چوب بازي نكنيد . اگر شما بيرون در حياط با كنده هاي بزرگ و برگها سر و كار داريد ( در حال كار هستيد) دستكش بپوشيد . پتوها و لباسهايي را كه در اتاق زير شيرواني و يا زير زمين انبار كرديد ، يا اگر آنها در گنجه لباس بوده اند اما براي يك مدت طولاني استفاده نشدند ، حتما موقع استفاده مجدد آنها را تكان دهيد. اگر شما كفشهايتان را در انباري يا گاراژ نگه مي داريد قبل از اينكه آنها را بپوشيد ، تكان دهيد . نوشته شده در تاريخ سهشنبه 10 بهمن 1391 توسط biogeology
|
ارسال نظر(0)
نكات فصل سوم درس زيست شناسي– سوم تجربي – حواس 1- كار حواس درك محرك هاي محيطي است. 2- حواس جزئي از بخش حسي دستگاه عصبي محيطي است كه اطلاعاتي درباره ي محركها جمع آوري مي كند. گيرنده ها حس 3- گيرنده هاي حس نورون هاي تمايز يافته اي هستند كه محرك ها را شناسايي و اثر آنها را به پيام عصبي تبديل مي كنند. 4- تفسير پيام هاي حسي بر عهدهي دستگاه عصبي مركزي است. 5- گيرنده هاي حس در سراسر بدن پراكندهاند. 6- بيشتر گيرنده هاي حس در اندام هاي حس ( پوست ، چشم ، گوش ، بيني ، زبان ) متمركز شدهاند. 7- انواع گيرنده هاي حس در انسان عبارتند از : 1- گيرنده هاي دما 2- گيرنده هاي درد 3- گيرنده هاي مكانيكي 4- گيرنده هاي نور 4- گيرنده هاي شيميايي 8- گيرندهي دما بيشتردر پوست هستند . 9- گيرندهي درد در همهي بدن پراكندهاند و به آسيب به بافت ها واكنش مي دهند . 10- گيرنده ي مكانيكي در پوست و گوش تمركز دارند و نسبت به حركت ، كشش ، فشار و ارتعاش حساس است . 11- گيرنده ي نور در چشم هستند . 12- گيرندهي شيميايي در زبان و بيني تمركز دارند. پوست 13- پوست بدن ما داراي گيرندههاي درد ، دما و مكانيكي مي باشد. 14- هر گيرنده ، دندريت هايي از يك يا چند نورون است كه اغلب اين دندريت ها را پوششي از بافت پيوندي احاطه كرده است. 15- انتهاي دندريت هاي گيرندهي درد ، پوشش ندارد. 16- اگر محرك آنچنان شديد باشد كه احتمال آسيب به بافت باشد ، گيرندهي درد تحريك خواهد شد. 17- درد ، احساس بسيار مهمي است ، زيرا ما را از خطر ، جراحت و بيماري آگاه مي كند. 18- بسياري از پاسخ هاي محافظت كننده مثل انعكاس ها ، پس از تحريك گيرندههاي درد ، فعال مي شوند. 19- گيرنده هاي دما در پوست ، سرماو گرما را تشخيص مي دهند. 20- در درون بدن نيز گيرنده هاي دمايي كه به دماي خون حساس هستند ، وجود دارند. 21- هيپوتالاموس مركز اصلي تنظيم دماي بدن است. 22- گيرنده هاي مكانيكي پوست به محرك هايي مثل لمس ، فشار ،و كشش حساس اند. 23- در ديوارهي برخي از رگ هاي خوني نيز گيرنده هايي مكانيكي وجود دارند كه به فشار خون حساس اند. 24- ماهيچه هاي اسكلتي ما نيز گيرنده هاي مكانيكي به نام گيرنده هاي كششي دارند كه به تغييرات طول ماهيچه حساس اند و وضعيت قسمت هاي مختلف بدن را به دستگاه عصبي مركزي اطلاع مي دهند. چشم 25- كرهي چشم ما سه لايه دارد كه به ترتيب از خارج به داخل عبارتند از 1- صلبيه 1- مشيميه 3- شبكيه 26- صلبيه ، لايه اي محكم و سفيد رنگ ازجنس بافت پيوندي است كه كره چشم را مي پوشاند. 27- صلبيه در جلو چشم شفاف است و قرنيه نام دارد. 28- مشيميه در زير صلبيه است ، مشيميه نازك و رنگدانه دار است. 29- مشيميه در جلو چشم ، بخش رنگين عنبيه را به وجود مي آورد. 30- عنبيه ماهيچه هايي دارد كه سوراخ مردمك را كه در وسط عنبيه است ، تنگ و گشاد مي كند. 31- تنگ و گشاد شدن مردمك تحت كنترل اعصاب سمپاتيك – پاراسمپاتيك است. 32- نور در هنگام عبور از قرنيه و عدسي ، همگرايي پيدا مي كند ( شكسته مي شود ) 33- عدسي در پشت مردمك قراردارد و كار آن متمركز كردن نور بر روي شبكيه است . 34- شبكيه داخلي ترين لايهي چشم است و گيرنده هاي نوري بر روي آن قرار دارند. 35- گيرنده هاي نوري در شبكيه دو دسته اند 1- سلول هاي مخروطي 2- سلول هاي استوانه اي . 36- اين سلول هاي گيرنده ، انرژي نوراني را به پيام هاي عصبي تبديل مي كنند و آن را به مغز مي فرستند. 37- تفسير اين پيام هاي عصبي در مغز صورت مي گيرد يعني در اصل تصوير واقعي توسط مغز ايجاد مي شود. 38- سلول هاي استوانه اي در نور ضعيف بيشتر تحريك مي شوند. ( سياه و سفيد ) 39- سلول هاي مخروطي به ما توانايي ديدن جزئيات ظريف اشيا را مي دهند و در نور قوي بيشتر تحريك مي شوند.(ديد رنگي ) 40- پيام هاي عصبي چشم توسط عصب بينايي به مغز فرستاده مي شوند. 41- جايي كه عصب بينايي از شبكيه چشم خارج مي شود ، نقطهي كور نام دارد. 42- بخشي از شبكيه كه در امتداد محور نوري چشم است و نور بر روي آن متمركز مي شود ، لكه ي زرد نام دارد. 43- لكهي زرد در دقت و تيز بيني چشم اهميت دارد ( به دليل تمركز بيشتر سلول هاي مخروطي در آنجا ) 44- فضاي پشت عدسي را ماده اي ژله اي و شفاف به نام زجاجيه پر كرده است . 45- زجاجيه باعث حفظ حالت كروي چشم مي شود. 46- فضاي جلو عدسي را مايع شفاف ديگري به نام زلاليه پر مي كند. 47- زلاليه از مويرگ هاي چشم ترشح مي شود و مواد غذايي و اكسيژن را براي عدسي و قرنيه فراهم مي كند. 48- زلاليه همچنين مواد دفعي عدسي و قرنيه را جمع آوري و از طريف خون از آنها دور مي كند . 49- قرنيه و عدسي رگ خوني و مويرگ ندارند. 50- عدسي چشم به وسيلهي رشته هايي به ماهيچه ي مژكي متصل شده است. اين ماهيچه ها قطر عدسي را كم و زياد مي كنند. 51- هنگام نگاه كردن به اشياء دور قطر عدسي كم و هنگام نگاه كردن به اشياء نزديك قطر عدسي زياد مي شود. 52- تغيير قطر عدسي براي تشكيل تصوير بر روي شبكيه ، تطابق نام دارد. بيماري هاي چشم 53- سفت شدن و كاهش انعطاف عدسي چشم و در نتيجه كاهش قدرت تطابق آن به دليل افزايش سن را پير چشمي گويند. 54- پير چشمي با عينك هاي مخصوص تا حدي اصلاح و درمان مي شود. 55- كدر شدن عدسي به دليل افزايش سن و در نتيجه كاهش قدرت بينايي را آب مرواريد مي گويند. 56- براي درمان آب مرواريد ، عدسي را به وسيلهي جراحي خارج كرده و به جاي آن يك عدسي مصنوعي قرار مي دهند و با كمك عينك بينايي بيمار را تا حدي بر مي گردانند. 57- اگر كرهي چشم بيش از حد بزرگ باشد ، تصوير در جلو شبكيه تشكيل مي شود كه به اين حالت نزديك بيني گويند. 58- نزديك بيني با استفاده از عينك هاي داراي لنزهاي واگرا اصلاح مي شود. 59- اگر كرهي چشم بيش از حد كوچك باشد ، تصوير در پشت شبكيه تشكيل مي شود كه به اين حالت دور بيني گويند. 60- دوربيني با استفاده از عينك هاي داراي لنز هاي همگرا اصلاح مي شود. 61- اگر سطح قرنيه و يا عدسي كاملا كروي و صاف نباشد ، پرتوهاي نوري درست بر روي شبكيه متمركز نمي شوند و تصوير واضحي ايجاد نمي شود كه به اين حالت آستيگماتيسم گفته مي شود. 62- براي درمان آستيگماتيسم از عينكي استفاده مي شود كه عدسي آن عدم يكنواختي انحناي قرنيه و عدسي را جبران كند. گوش 63- گوش ما 1- امواج صوتي را به پيام عصبي تبديل كرده و به مغز ارسال مي كند 2- همچنين گوش در حفظ تعادل نيز نقش دارد. 64- گوش از سه بخش 1- خارجي 2- مياني و 3- دروني تشكيل شده است. 65- گوش بيروني شامل 1- لالهي گوش و 2- مجراي گوش است . 66- كار گوش بيروني ، جمع آوري امواج صوتي و انتقال آنها به گوش مياني است. 67- درون مجراي گوش موهاي ظريفي وجود دارد كه هوا را تصفيه مي كنند. 68- همچنين درون مجراي گوش ، غده هاي عرق تغيير شكل يافته اي وجود دارند كه مادهي موم مانندي را ترشح مي كنند. 69- كار اين ماده ي موم مانند اين است كه از ورود مواد خارجي به گوش جلوگيري مي كند. 70- بخش انتهايي مجراي گوش و نيز گوش مياني و دروني توسط استخوان گيجگاهي جمجمه محافظت مي شود. 71- مجرايي به نام شيپور استاش رابط هوا بين گوش مياني و حلق است . 72- شيپور استاش هوا را بين گوش مياني و حلق انتقال مي دهد تا فشار هوا در دو طرف پرده ي صماخ يكسان شود. 73- در انتهاي مجراي گوش ، پردهاي به نام پردهي صماخ وجود دارد كه در اثر برخورد امواج صوتي ، مرتعش مي شود. 74- در پشت پردهي صماخ ( گوش مياني) 3 استخوان كوچك به نام هاي 1- چكشي 2- سنداني و 3- ركابي به ترتيب قرار دارند. 75- اين سه استخوان ، ارتعاش پرده ي صماخ را به مايعي كه محفظهي گوش دروني را پر كرده است انتقال مي دهند. 76- بخشي از محفظه ي گوش دروني ، حلزون شنوايي نام دارد كه دليل آن شكل ظاهري آن است كه شبيه حلزون پيچ خوردگي دارد. 77- در حلزون شنوايي ، نوعي گيرنده هاي مكانيكي به نام سلول هاي مژكدار قرا دارند. 78- ارتعاش مايع درون حلزون ، سرانجام باعث تحريك سلول هاي مژكدار مي شود و پيام عصبي توليد مي شود كه توسط عصب شنوايي به مغز فرستاده ميشود. 79- در بخش گوش دروني ، سه مجراي نيم دايره نيز وجود دارند كه بر يكديگر عمود هستند و درون آنها نيز پر ازمايع است. 80- در مجراهاي نيم دايره نيز سلول هاي مژكدار وجود دارد كه در اثر حركت سر و جابجايي مايع درون مجراها ، تحريك مي شوند و پيام عصبي توليد ميكنند. 81- پيام هاي عصبي مجراها نيم دايره توسط عصب ديگري به نام عصب تعادلي به مغز فرستاده مي شود. 82- نتيجه اينكه از گوش دو عصب خارج مي شود 1- عصب شنوايي 2- عصب تعادلي زبان 83- بر روي زبان هزاران جوانه ي چشايي وجود دارد. 84- يك جوانه ي چشايي خود شامل 50 تا 100 سلول چشايي است. 85- سلول هاي چشايي ، گيرنده هاي شيميايي 4 مزه ي اصلي هستند. ( شيريني – شوري – ترشي و تلخي ) 86- نوك زبان به مزه ي شيريني ، كناره هاي آن به مزهي شوري و ترشي و عقب زبان به مزهي تلخي حساس هستند. 87- با حل شدن مولكول هي غذا در بزاق ، مولكول ها به پروتئين هاي غشاي سلول هاي چشايي متصل و آنها را تحريك مي كنند و پيام عصبي توليد مي شود. بيني 88- دربيني گيرنده هاي شيميايي مربوط به تشخيص بوها قرا دارند ( گيرنده هاي بويايي ) 89- گيرنده هاي بويايي در سقف حفرهي بيني قرار دارند. 90- تركيبات شيميايي موجود در هوا پس از حل شدن در مخاط بيني ، سلول هاي گيرنده را تحريك و پيام عصبي بويايي توليد مي شود. 91- حس بويايي بر درك مزهي غذا نيز تأثير دارد. 92- در هنگام سرماخوردگي كه دچار گرفتگي بيني شده ايم ، به نظر مي رسد كه اغلب غذاها بي مزه اند. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ سهشنبه 10 بهمن 1391 توسط biogeology
|
ارسال نظر(0)
آن دسته از هورمونهایی که در آب محلولند در خون حل شده و آزادانه در خون میگردند. مثلا هورمون انسولین که آزادانه در خون حل شده و انتقال مییابد. ولی هورمونهایی که در آب محلول نیستند، مثل هورمونهای تیروئیدی و استروئیدی به یکی از پروتئینهای خون باند شده و به کمک آن حمل میگردد. در کبد ، پروتئینی ساخته میشود به نام SBG (پروتئین باند شونده به هورمونهای جنسی) که این پروتئین به هورمونهای جنسی چسبیده و آنها را حمل میکند.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تكامل رفتار و انتخاب طبيعي
|
|
|
|
بسياري از اطلاعات و شواهد موجود دربارهي تكامل رفتار حاصل مطالعهي رفتار جانوراني است كه بهصورت گروهي زندگي ميكنند. رفتارهاي متفاوت جانوران بر بقاي آنها تاثير ميگذارد، بنابراين طي انتخاب طبيعي، رفتارهايي انتخاب شده است كه شانس بقا و توليد مثل جانداران را با توجه به شرايط محيطي بهبود ميبخشند. اين خصوصيات رفتاري به مرور زمان در جمعيت زياد ميشوند و تا زماني كه شرايط محيط تغيير نكند در جمعيت غالب هستند. همچنين ويژگيهاي رفتاري جانوران متناسب با نحوهي زندگي آنهاست و در مفهوم تكامل دارويني نوعي سازش با شرايط محيطي را در جانوران ايجاد ميكند.
|
|
نفع فرد، نفع گروه
|
|
|
|
رفتارهاي جانوراني كه بهصورت گروهي زندگي ميكنند از دو ديدگاه نفع گروهي و نفع فردي قابل بررسي است. بعضي از اين جانوران بهنحوي عمل ميكنند كه بهنظر ميرسد انتخاب طبيعي رفتارهايي را حمايت كرده است كه به نفع گروه باشد و در بقا و توليد مثل گونه تاثير دارد؛ درحالي كه بعضي ديگر از جانوران بهنحوي عمل ميكنند كه نتيجهي رفتار بهنفع خود آن فرد است و نه گروه. در اين وضعيت گفته ميشود كه انتخاب طبيعي رفتارهايي را برميگزيند كه به نفع فرد است و در توليد مثل و بقاي فرد تاثير دارد.
با بررسي مثالهايي دربارهي جانوراني كه زندگي گروهي دارند اين دو ديدگاه توضيح داده ميشود. |
|
شيرهاي افريقايي
|
|
|
|
اين شيرها در دستههايي بهنام گله زندگي ميكنند.
هر گله از چند مادهي بالغ و بچهشير و يك يا چندتايي نر بالغ تشكيل ميشود. نرهاي بالغ در هر گله در واقع پدر همهي بچهشيرها هستند و از گله در برابر ساير شيرهاي نر محافظت ميكنند. مدت زمان رهبري نرها كوتاه و معمولا حدود دو سال است و بعد از آن توسط نرهاي جوان كنار زده ميشوند. اين نرهاي جوان معمولا بچهشيرهاي كوچك گله را ميكشند؛ درحالي كه به بچههاي خود آسيبي نميرسانند. همانطور كه ميبينيم اين رفتار به نفع گروه نيست؛ بنابراين اين رفتار چهسودي براي نرهاي جوان دارد؟ هر نر فقط دو سال رهبري يك گله را برعهده دارد. اين مدت بسيار كوتاه و محدود است. از طرفي شيرهاي مادهي بچهدار تا بزرگ شدن بچههايشان كه معمولا بيش از دو سال است، جفتگيري نميكنند؛ ولي ماده شيري كه بچهي خود را از دست ميدهد تقريبا بلافاصله آماده جفتگيري ميشود. بنابراين رفتار شيرهاي نر جوان عملا شانس توليد مثل آنها را بالا ميبرد. |
|
رفتار نوعدوستي
|
|
|
|
مفهوم نوع دوستي اشاره به فداكاري فرد براي ديگران دارد و بهعبارتي فرد با كاهش شانس بقا و زاد و ولد خود به بقا و توليد مثل افراد ديگر كمك ميكند. البته بايد توجه داشت كه مفهوم نوع دوستي زيستشناختي وجه تشابهي با مفهوم نوع دوستي انساني ندارد.
زندگي اجتماعي حشرات مثالي از نوع دوستي است. دهها هزار زنبور عسل مادهي يك كندو توليد مثل نميكنند و در عوض انرژي خود را صرف پرورش زادههاي ملكه ميكنند. رفتارهاي نوع دوستي در مهرهداران نيز وجود دارد. مانند رفتار مشاركتي در پرورش زادهها در بعضي پرندگان و اعلام خطر در بعضي از پستانداران. در توضيح انتخاب گروهي يك ايراد مهم وجود دارد. اگر افرادي كه ويژگي نوع دوستي دارند نتوانند توليد مثل كنند و زادههايي از خود بهجاي گذارند، اين صفت به نسل بعد منتقل نميشود. بنابراين رفتار نوع دوستي بايد توضيح منطقي ديگري داشته باشد. انتخاب خويشاوند اين رفتارها را بهخوبي توضيح ميدهد. |
|
انتخاب خويشاوند
|
|
|
|
ويليام هاميلتون(William D. Hamilton) در سال 1964 موثرترين تفسير را براي رفتارهاي نوع دوستانه مطرح كرد. افراد با كمك كردن به خويشاوندان خود كه از نظر ژني داراي ژنهاي مشترك هستند، سبب افزايش آللها در گروه ميشوند. بههمين دليل اين رفتار طي انتخاب طبيعي حمايت شده است.
اگرچه رفتارهايي كه اساس آنها انتخاب خويشاوند است از نوع مشاركتي هستند؛ اما در واقع ژنهايي كه از اين طريق گسترش مييابند، رفتار خودخواهانهاي دارند! زيرا اين ژنها جانداران را تشويق ميكنند كه به ازدياد آنها در بين جمع كمك كنند. نتيجهي اين رفتارها افزايش شانس انتقال ژنهاي يك جانور به نسل بعد است. زنبورهاي كارگر در بخش عمدهاي از ژنوم خود با ملكه كه مادر آنهاست و زادههاي ديگر او مشترك هستند؛ بنابراين با كمك به پرورش زادههاي ملكه در واقع بخش بيشتري از آللهاي خود را تكثير ميكنند تا خود توليد مثل كنند. |
|
رفتارهاي جانوري
|
|
|
|
جانوران متناسب با موقعيتي كه دارند رفتارهاي متفاوتي انجام ميدهند. يك سنجاب وقتي فندقي را پيدا ميكند براي مخفي كردن آن، رفتار حفر يك گودال را نشان ميدهد؛ اما با ديدن مار رفتار فرار را انجام ميدهد و براي يافتن پناهگاه ميدود؛ اگرچه رفتارهاي جانوري بهشكلهاي متفاوتي بروز ميكنند؛ اما همهي اين رفتارها در طول زمان و طي انتخاب طبيعي در جهت حفظ بقا و افزايش شانس توليد مثل انتخاب شدهاند؛ همچنين انتخاب اين رفتارها براساس كاهش هزينههاي مصرفي و افزايش سود خالص بوده است.
|
|
رفتار غذايابي
|
|
|
|
جانوران از نظر تامين نيازهاي غذايي خود دو دسته هستند. گروهي از جانوران براي تامين نيازهاي غذايي خود بايد از منابع متفاوتي استفاده كنند. به اين جانوران همهچيزخوار گفته ميشود. گروهي ديگر از جانوران نيازهاي غذايي خود را از تعداد محدودي منابع و مواد غذايي تامين ميكنند. اين جانوران وقتي يك نوع منبع غذايي بيشتر است، موفقتر از همه چيزخوارها هستند؛ اما وقتي هيچيك از منابع غذايي فراوانتر نباشد، همهچيزخوارها اين امتياز را دارند كه غذاي بيشتري بهدست ميآورند، براي جانوراني كه نيازهاي غذايي خود را با شكار تامين ميكنند، اندازهي غذا مهم است؛ زيرا شكار بزرگتر بهمعني انرژي بيشتر است. اما اگر جانور مجبور باشد كه براي كسب شكار انرژي و زمان زيادي مصرف كند و يا اينكه زندگي خود را در معرض خطر قرار دهد، آيا شكار بزرگ ارزش دارد؟ اگرچه اندازهي شكار براي جانوران شكارچي مهم است اما شكار اين طعمهها بههمان اندازه سختتر است. (رفتار شکار) بنابراين رويكرد انتخاب شده براي جانوران شكارچي در انتخاب طبيعي براساس محتواي انرژي طعمه و دستيابي آسان به آن است. منظور از دستيابي آسان اين است كه بقاي جانور تهديد نشود و در مقايسه با انرژي كسب شده از طعمه، مقدار انرژي زيادي مصرف نكند. به اين رويكرد، رويكرد غذايابي بهينه گفته ميشود. البته گاهي مواقع جانوران غذاهايي را ميخورند كه انرژي كمتري دارند؛ زيرا اين غذاها داراي مواد مهمي هستند كه در سلامت جانور نقش دارند. |
|
ارتباط جانوران با هم
|
|
|
|
جانوران در طول زندگي خود با افراد همگونه و حتي با جانوراني از گونههاي ديگر ارتباط برقرار ميكنند. جانوران براي برقراري ارتباط از علايم متفاوتي مانند صدا، رنگ، بو، وضعيت و حالت چهره و بدن استفاده ميكنند. اين علايم وقتي موثر هستند كه به گيرنده برسند، براي او قابل فهم و درك باشند و سرانجام سبب ايجاد پاسخ لازم شوند. بديهي است اگر علامتي نتواند به گيرنده برسد و يا براي او بيمعني باشد، تاثيري در رفتار جانور مقابل نخواهد داشت. به همين دليل اين علايم طي انتخاب طبيعي متناسب با هرگونه و موقعيتها و محيطهاي مختلفي كه جانور در آن قرار دارد، انتخاب شدهاند. انواع علايم ارتباطي را بهطوركلي ميتوان در انواع ديداري، شنيداري، شيميايي، تماسي و الكتريكي بررسي كرد.
|
|
علايم ديداري
|
|
|
|
اين علايم بهسادگي توليد ميشوند، انواع متفاوتي دارند و ميتوانند سريعاً تغيير كنند؛ البته موقعيت جانور را نيز آشكار ميكنند. علايم ديداري در جهتهاي مختلفي پخش ميشوند. بيشتر جانوران به امواج نور حساس هستند و ميتوانند علايم ديداري را دريافت كنند؛ اما از آنجايي كه ارتباط ديداري به نور نياز دارد، اين ارتباط در شب و يا محيطهايي مانند اعماق اقيانوسها و غارها كه فاقد نور هستند، علايم مناسبي در برقراري ارتباط نيستند. بعضي از جانوران اين مشكل را با توليد نور از خودشان حل كردهاند. كرم شبتاب با استفاده از يك مكانيسم آنزيمي، از خود نور توليد ميكند.
|
|
علايم شنيداري
|
|
|
|
صدا محدوديتهاي نور را ندارد. علايم شنيداري در شب و محيطهاي بدون نور قابل استفادهاند، همچنين در محيطهايي مانند جنگلهاي متراكم كه عبور نور با مانع مواجه ميشود؛ صدا بهخوبي منتشر ميشود. اين علايم در جلب توجه دريافتكننده موفقتر از علايم ديداري هستند، زيرا نيازي به تمركز گيرنده نيست. صدا علامت مناسبي براي مسافتهاي طولاني است؛ اگرچه شدت صدا با افزايش فاصله از منبع توليد صدا كم ميشود.
صداهاي بلند براي ايجاد ارتباط در مسافتهاي دور بهتر از علايم ديداري عمل ميكنند. صداهاي پيچيدهاي كه بعضي از والها توليد ميكنند تا صدها كيلومتر دورتر نيز شنيده ميشوند. بههر حال حجم اطلاعاتي كه با علايم ديداري مبادله ميشود بيشتر از اطلاعات مبادلهشده با علايم شنيداري است. وقتي دو فرد با هم ارتباط ديداري دارند، اطلاعات زيادي مانند جنسيت، حالت چهره و بدن و . . . مبادله ميشود. |
|
علايم شيميايي
|
|
|
|
اثر اين علايم طولاني مدت است. مولكولهايي كه جانوران از آن در برقراري ارتباط شيميايي استفاده ميكنند فرومون نام دارند. فرومونها تنوع فراواني دارند و به همين دليل طيف وسيعي از اطلاعات را بهطور تخصصي منتقل ميكنند. فرومونها وقتي وارد محيط ميشوند بهمدت طولاني در محيط ميمانند درحالي كه علايم ديداري و شنيداري با توقف ارسال آنها از سوي جانور بلافاصله متوقف ميشوند. همين پايداري و دوام فرومونها سبب شده است كه جانوران از آن براي علامتگذاري مسير استفاده كنند. همانند كاري كه مورچهها انجام ميدهند. از سوي ديگر پايداري و دوام فرومونها به اين معني است كه امكان تغيير سريع پيامها وجود ندارد. اين انعطافناپذيري سبب شده است كه فرومونها براي تبادل سريع اطلاعات مناسب نباشند.
سرعت انتشار فرومونها بستگي به ماهيت شيميايي و اندازهي مولكولهاي آن دارد. هرچه سرعت انتشار فرومون بيشتر باشد سرعت انتشار پيام نيز بيشتر خواهد بود و بهجاي دورتر خواهد رفت؛ اما زودتر نيز از بين ميرود. بر همين اساس فرومونهايي كه براي علامتگذاري مسير و مشخص كردن محدودهي قلمرو استفاده ميشوند، مولكولهاي بزرگي هستند كه به كندي و آهستگي پخش ميشوند؛ درحالي كه فرومونهاي مورد استفاده در جذب جنس مخالف، مولكولهاي كوچكي هستند كه سريع پخش ميشوند. |
|
علايم تماسي
|
|
|
|
اين علايم بسيار وسيع هستند. ارتباط از طريق علايم تماسي (تماس مستقيم با فرد ديگر) بين حشرات با زندگي اجتماعي مانند مورچهها و زنبورها ديده ميشود. اين حشرات با تماس شاخكها و يا پاهاي جلويي خود با يكديگر اين ارتباط را برقرار و اطلاعات را مبادله ميكنند.
|
|
علايم الكتريكي
|
|
|
|
بعضي از ماهيها ميدانهاي الكتريكي در اطراف خود ايجاد ميكنند. خطوط اين امواج الكتريكي به جانور كمك ميكند تا بهوجود اشيا در اطراف خود پي ببرد.
|
|
انتخاب جفت
|
|
|
|
انتخاب جفت يكي از مهمترين موقعيتهاي ارتباط جانوران با هم ديگر است. افراد هريك از گونههاي جانوري رفتار و علايم جفتيابي خاص خود را دارند. اين وضعيت سبب ميشود تا جانوران فقط با افراد همگونهي خود جفتگيري كنند. حركات نمايشي خاص، آواز، توليد انواعي از صدا و تابش نور انواعي از علايم جفتگيري هستند كه جانوران مختلف براي جلب توجه جنس مخالف از آن استفاده ميكنند. از آنجايي كه معمولا والد ماده انرژي بيشتري براي توليد مثل استفاده ميكند، اين جانور ماده است كه جفت خود را انتخاب ميكند و منطقي است كه جانور ماده در انتخاب جفت دقت كند و بهترين جفت ممكن را براي خود انتخاب كند تا انرژي كه صرف توليد مثل و پرورش زادهها ميكند بههدر نرود. مادهها در پديدهي انتخاب جفت ابتدا نرها را ارزيابي ميكنند و آنها را براساس خصوصيات فيزيكي كه خصوصيات چشمگير گفته ميشوند، انتخاب ميكنند.
اما چرا مادهها نرها را براساس خصوصيات چشمگير انتخاب ميكنند؟ جانور نر براي داشتن خصوصيات چشمگير انرژي زيادي مصرف كرده است. جانوري كه توانسته است هزينهي لازم براي چنين خصوصيتي را بپردازد بنابراين داراي ژنهاي مفيد ديگري نيز هست كه قابليت پرداخت اين هزينههاي اضافي را به او داده است و بر همين اساس ميتواند جفت مناسبي براي جانور ماده باشد. |
|
خصوصيات چشمگير
|
|
|
|
جانوران نر خصوصا در فصل توليد مثل داراي خصوصياتي هستند كه داروين آنها را خصوصيات چشمگير ناميد. يال شير، انشعابات شاخ در گوزن، وجود شاخ در قوچ از انواع خصوصيات چشمگير هستند. جانور نر براي داشتن اين خصوصيات انرژي زيادي مصرف كرده است، اگرچه اين خصوصيات ممكن است كه تاثير منفي در بقاي جانور داشته باشند؛ اما در واقع وجود اين خصوصيات به نفع جانور نر است؛ زيرا شانس انتخاب شدن او را توسط مادهها در جفتگيري افزايش ميدهد و به انتقال ژنهاي جانور نر به نسل بعد كمك ميكند و درنتيجه اثر منفي اين خصوصيات جبران ميشود.
عليرغم اين كه بهنظر ميرسد خصوصيات چشمگير سبب افزايش رقابت بين نرها در جفتگيري با مادهها باشد، اما در حقيقت اين خصوصيات سبب كاهش رقابت بين نرها ميشود. نرهايي كه خصوصيات فيزيكي برتري ندارند معمولا خود را درگير نزاعهاي جدي نميكنند بنابراين خصوصيات چشمگير نه فقط در جلب مادهها و افزايش شانس توليد مثل نقش دارند بلكه در كاهش نزاع بين نرها نيز اهميت دارند. |
|
سيستمهاي تك همسري و چند همسري
|
|
|
|
بعضي از جانوران فقط يك جفت دارند و بهعبارتي سيستم تك همسري دارند. اما بعضي جانوران (خصوصا پستانداران) بيش از يك جفت دارند كه به اين سيستم، سيستم چند همسري گفته ميشود. مهمترين عامل تعيين سيستمهاي توليدمثلي در جانوران هزينهاي است كه والدين براي توليدمثل و نگهداري از فرزندان ميپردازند. مثلا در پرندگان معمولا سيستم تك همسري وجود دارد. از آنجايي كه ساختن آشيانه، خوابيدن روي تخمها، مراقبت و غذا دادن به جوجهها كارهاي پرهزينهاي هستند كه يك پرنده به تنهايي از عهدهي انجام آنها برنميآيد، همكاري دو والد براي پرورش زادهها ضروري است. اين وضعيت سبب ميشود كه داشتن بيش از يك جفت ممكن نباشد. اما والد نر در پستانداران معمولا نقش كمتري در پرورش فرزندان دارد و بيشتر هزينههاي لازم براي پرورش نوزادان را والد ماده ميپردازد. پرورش جنين، تغذيهي نوزاد و مراقبت از آن برعهدهي والد ماده است، بههمين دليل معمولا در پستانداران نرها سيستم چند همسري دارند.
|
.1- برش : با استفاده از نوکلئاز (مثلا محدودکننده ) ژن گلیکوپروتئین سطحی پوشش غشایی ویروس هرپس (تب خال) تناسلی را از آن جدا می کنند.
2- تولید DNA نوترکیب : ژن به دست آمده را وارد ژنوم ویروس غیربیماری زای آبله گاوی می کنند. به این ترتیب ویروس آبله گاوی نقش وکتور ( حامل) را ایفا خواهد کرد.
تذکر مهم : دقت کنید که در این مرحله ویروس های آبله گاوی داریم که فقط ژنوم آن ها نوترکیب است...به عبارت بهتر فقط ژنوتیپ آن ها تغییر کرده ولی هنوز همان فنوتیپ ویروس های آبله گاوی را دارند . ( چرا ؟)
3- آلوده سازی : ویروس های آبله گاوی با ژنوتیپ نوترکیب ، سلول های جانوری را آلوده می کنند ( آندوسیتوز)
4- کلون شدن : سلول های جانوری آلوده ، کل ویروس آبله گاوی را از روی ژنوم نوترکیب آن همانند سازی می کنند.
تذکر مهم : به این ترتیب چون کل ژن نوترکیب بیان می شود؛ ویروس های آبله گاوی جدیدی که با امکانات سلول میزبان ساخته شده اند هم ژنوتیپ و هم فنوتیپ تغییر یافته نسبت به سایر ویروس های آّبله گاوی خواهند داشت.
5- اگر این کار در سلول های بدن انسان انجام گرفته باشد، سیستم ایمنی همورال بر ضد آن تولید پلاسمو سیت و آنتی بادی و از طرفی هم سلول لنفوسیت B خاطره خواهد کرد( چرا؟)
6- اگر این کار خارج از سلول های بدن انسان انجام شده باشد باید ویروس های جدید را استخراج کرده و به عنوان واکسن استفاده کرد.
قارچ های میکوریزا ازجمله فراوانترین قارچ های همزیست با گیاهان هستند که به سودمندیهای فراوان ، مانند تولید کودهای بیولوژیکی قابل جذب کردن عناصرغذائی بخصوص فسفر و مبارزه ی بیولوژیکی با آفات محصولات زراعی و باغی دارای جایگاه ویژه ای درکشاورزی هستند . بعضی میکروارگانیسمها ازنظر بیولوژیکی درکشاورزی ازارزش بالائی برخوردارند و میتوان ادعا کرد که ابزار یک کشاورزی پایدار هستند وازجمله درتولید کودهای بیولوژیکی ، قابل جذب کردن عناصرغذائی و مبارزه بیولوژیکی با دشمنان طبیعی محصولات زراعی نقش دارند.
همزیستی میکوریزائی رابطه ای پویا و مسالمت آمیز بین سیستم ریشه ای گیاه و دسته ای خاص ا زقارچ های خاکزی به نام Mycorrliza (VAM) Veshcular Arbuscular فراوانترین و معمولترین قارچهای همزیست در خاک بوده و قادرند با بیش از 90% گونه های گیاهی ارتباط همزیستی برقرار کنند . بیشترین اثر سودآور قارچهای میکوریزائی بهبود وضع تغذیه ی گیاه میزبان بخصوص درمورد فسفر است . این قارچها درخاکهائی که غلظت عناصر غذائی آنها (به ویژه فسفر ) کم تا متوسط باشد ، قادرند نیاز فسفری گیاه میزبان را تامین کنند بطوریکه نیازی بمصرف کودهای شیمیائی فسفره نباشد از اینرو به قارچهای میکوریزا " کود بیولوژیکی " نیز گفته میشود . این قارچها در شرکت با یک تعامل سه گانه خاک – قارچ – گیاه قادرند فوائد دیگری را برای گیاه میزبان فراهم کنند که اهم آنها عبارتند از : افزایش مقاومت گیاه به امراض ، تشدید تثبیت بیولوژیکی نیتروژن ، افزایش مقاومت گیاه در مقابل خشکی و تشدید میزان فتوسنتز .
ازجمله محدودیتهای موجود در گسترش استفاده از میکوریزا برای افزایش رشد گیاهان میتوان به رشد نسبتا آهسته قارچهای اکتومیکوریزا ( میکوریزای خارجی ) و خصوصیت منحصر به فرد این قارچها اشاره کرد که تولید انبوه مواد تلقیحی حاصل از انرا محدود میکند . درصورتیکه بتوان هاگهای قارچهایVAMرا واداربه رشد درمواد غذایی و تولید میسلیومهای فراوان کرد این امکان وجود دارد که بتوان در عمل تلقیح از باکتریهای تثبیت کننده ی نیتروژن وقارچهای VAM بطور مشترک در مقیاس گسترده ای استفاده کرد .اگر بتوان با کمک مهندسی ژنتیک ژنهای ناقل تثبیت نیتروژن (ژنهای نیف ) را به قاچهای VAM منتقل کرد ، میتوان دو خصوصیت مهم عمل تثبیت بیولوژیکی نیتروژن و افزایش حلالیت فسفات را در یک میکروارگانیسم ایجاد کرد. این توانائی بیولوژیکی هنوز در حد یک اندیشه و تفکر است و شاید در اینده ای نه چندان دور به واقعیت بیانجامد.